کدام نشانهها میتوانند زنگ خطر آلزایمر باشند؟
آلزایمر (Alzheimer’s Disease) شایعترین نوع دمانس (زوال عقل) است که عمدتاً در سنین بالا بروز میکند، اما مواردی از شروع زودرس آن نیز مشاهده شده است. این بیماری با اختلال در عملکرد مغز بهخصوص در زمینه حافظه، تفکر، و رفتار مشخص میشود. تشخیص و شناسایی زودهنگام نشانههای آلزایمر میتواند به مدیریت بهتر بیماری و به تأخیر انداختن پیشرفت آن کمک کند. در ادامه به تفصیل نشانهها و زنگ خطرهای اولیه آلزایمر، دلایل بروز و مکانیسمهای زیربنایی آن میپردازیم
اختلال در حافظه کوتاهمدت و فراموشی مکرر
یکی از اولین و برجستهترین نشانههای آلزایمر، کاهش حافظه کوتاهمدت است. افراد مبتلا ممکن است
بهدفعات زیاد اشیا را گم کنند برای مثال کلید، عینک، تلفن همراه
سوالات تکراری بپرسند یا جزییات صحبتهای اخیر را فراموش کنند
قرارها و جلسات خود را فراموش کنند یا زمان و محل آنها را به خاطر نیاورند
این اختلال در حافظه کوتاهمدت اغلب به این دلیل رخ میدهد که یکی از اولین مناطقی که در بیماری آلزایمر آسیب میبیند، هیپوکامپ است؛ قسمتی از مغز که در تشکیل و نگهداری خاطرات نقش کلیدی دارد
دشواری در برنامهریزی و انجام کارهای پیچیده
در مراحل اولیه آلزایمر، ممکن است فرد در انجام کارهایی که پیشتر برایش آسان و عادی بودهاند، دچار سردرگمی شود. بهعنوان مثال
مسائل مالی یا حسابکتابهای روزمره را بهسختی انجام دهد
پیگیری مراحل پخت غذا یا یک دستورالعمل ساده را فراموش کند
برنامهریزی فعالیتهای آینده مثل سفر، مهمانی یا کارهای روزانه برایش دشوار شود
مطالعات نشان میدهند که این ناتوانی در مدیریت کارهای چندمرحلهای از اختلال در عملکرد قشر پیشپیشانی و ارتباطات میان بخشهای مختلف مغز ناشی میشود
گمکردن زمان و مکان
از دست دادن حس جهتیابی و تشخیص زمان، یکی دیگر از نشانههای آغازین آلزایمر است. این اختلال میتواند بهصورتهای زیر بروز یابد
بیاطلاعی از تاریخ و روز یا این که فرد نداند امروز چه روزی از هفته است
بروز سردرگمی در مسیرهای آشنا؛ مثلاً ممکن است فرد در مسیر همیشگی منزل تا فروشگاه گم شود
عدم تشخیص شب یا روز؛ گاهی بیماران به دلیل بههمریختگی ساعت زیستی دچار اختلال در ریتم خواب و بیداری میشوند
از نظر بیولوژیک، آسیب به قسمتهایی از مغز که مسئول ادراک فضایی-زمانی هستند (عمدتاً نواحی تمپورال و پاریتال)، میتواند عامل این سردرگمی باشد
کاهش تمرکز و اختلال در تفکر
افراد مبتلا به آلزایمر در تمرکز روی موضوعات یا مکالمات طولانی دچار مشکل میشوند. برای مثال
قطع و وصل شدن ذهن هنگام مطالعه، گفتگو یا تماشای فیلم
ناتوانی در دنبال کردن داستان کتاب یا فیلم بهشکل پیوسته
حواسپرتی و حاشیهرویهای مکرر هنگام صحبت کردن
کاهش عملکرد سیناپسها (ارتباطات سلولهای مغزی) در اثر تجمع پروتئینهای آمیلوئید بتا (Amyloid-β) و پروتئین تائو (Tau) عامل اصلی این اختلال در تمرکز و پردازش اطلاعات است
اختلال در تکلم و پیدا کردن واژههای مناسب
یکی از علائم آلزایمر، وقفههای گفتاری (Word-Finding Difficulty) فرد ممکن است
از به زبان آوردن واژگان درست عاجز شود یا به دنبال یک کلمه بگردد اما نتواند آن را بیان کند
جملات را ناقص یا غیرقابل درک تمام کند
نام اشیا یا افراد آشنا را فراموش کند
در گفتار روزمره جملهبندیهای نامناسب داشته باشد
این پدیده اغلب نتیجهٔ آسیب لوب تمپورال چپ (بهویژه در ناحیه معروف به «ناحیه ورنیکه» برای درک زبان و ناحیه بروکا برای تولید گفتار) است که میتواند به اختلالهای زبانی بیانجامد
تغییرات خلقی و رفتاری
بسیاری از بیماران در مراحل اولیهی آلزایمر، دچار
اضطراب و بیقراری
افسردگی و کنارهگیری اجتماعی
تغییرات ناگهانی در خلقوخو؛ مثلاً از شاد به عصبی یا تحریکپذیر
بدبینی و شک نسبت به اطرافیان
بخشی از علت این تغییرات رفتاری به تغییر در تنظیم نوروترنسمیترها (مانند سروتونین و دوپامین) برمیگردد. همچنین ناتوانی فرد در درک صحیح محیط، باعث اضطراب و ترس بیشتر میشود
افت قضاوت و تصمیمگیری
از دست دادن قابلیت قضاوت درست و مواجههٔ منطقی با مسائل نیز از علائم آغازین آلزایمر است
ناتوانی در تشخیص درست از غلط؛ مثلاً ممکن است فرد هدف کلاهبرداریهای تلفنی و اینترنتی قرار گیرد
بیتوجهی به نظافت شخصی یا پوشیدن لباسهای نامناسب با فصل
سرمایهگذاریهای بیحساب یا خریدهای افراطی
این مشکلات در نتیجهٔ افت عملکرد لوب فرونتال (پیشانی) و دیگر مسیرهای قشری مغز است که در پردازش تصمیمها، اخلاق، و قضاوت نقش دارند
کنارهگیری از فعالیتهای اجتماعی و انزواطلبی
فردی که قبلاً فعال و اجتماعی بوده، به تدریج ممکن است از فعالیتهای مورد علاقه و دوستان خود کنارهگیری کند. به طور مثال
از رفتن به دورهمیهای خانوادگی یا دوستانه اجتناب میکند
علاقهاش را به سرگرمیهای همیشگی از دست میدهد
در فعالیتهای گروهی یا کارهای تیمی عملکرد ضعیفتری دارد و دچار دستپاچگی و احساس ترس میشود
این انزواطلبی بهواسطهٔ ترس فرد از اشتباه کردن، احساس خجالت از دستدادن مهارتهای ارتباطی و مشکلات حافظه رخ میدهد. همچنین ابتلا به افسردگی میتواند این روند را تشدید کند
بیاشتهایی یا تغییرات در الگوی تغذیه
در برخی موارد، افراد مبتلا به آلزایمر دچار تغییر در الگوی غذایی خود میشوند؛ برای نمونه:
کماشتهایی و کاهش وزن
فراموشی وعدههای غذایی
مصرف بیش از حد یک نوع غذا یا رفتارهای تغذیهای غیرعادی
این امر میتواند به دنبال اختلال در مراکز تنظیم گرسنگی و سیری یا ناشی از فراموشی و عدم تمرکز به شرایط محیطی باشد
تغییر در الگوی خواب
از دیگر نشانههای زودرس آلزایمر، اختلال در چرخه خواب و بیداری است
بیدار شدنهای مکرر در طول شب
خوابآلودگی در روز و بیخوابی در شب
سردرگمی بیشتر در غروب و شب (پدیده «غروبآفتاب» یا Sundowning)
تغییرات نورونهای مغزی، بر ساعت زیستی بدن (بیوریتم) و ترشح ملاتونین تأثیر گذاشته و باعث برهم خوردن نظم خواب میشود
علل زیستشناختی و پاتوفیزیولوژی آلزایمر
آلزایمر بیماریای پیچیده با مکانیسمهای متعدد است که مهمترین عوامل آن عبارتاند از
تجمع پلاکهای آمیلوئید بتا
پروتئین آمیلوئید بتا در مغز انباشته شده و تشکیل تودههای چسبنده (پلاک آمیلوئیدی) میدهد
این پلاکها بین سلولهای عصبی رسوب کرده و ارتباط نورونی را مختل میکنند
گِرههای نوروفیبریلری (Neurofibrillary Tangles)
پروتئین تائو که وظیفه پایدارسازی ریزلولههای سلولی را دارد، در بیماران آلزایمری دچار تغییرات ساختاری میشود
تائو تغییریافته ایجاد گرههای درهم تنیده میکند که موجب از هم پاشیدن سیستم نقلوانتقال سلولی و مرگ نورونها میشود.
عوامل ژنتیکی
جهش در ژنهای خاص مانند APP (Amyloid Precursor Protein)، PSEN1 و PSEN2 میتواند زمینه ارثی در شروع زودرس بیماری داشته باشد
همچنین ژن آپولیپوپروتئین E (ApoE) نوع ε4 همبهعنوان ریسکفاکتور مهم شناخته میشود
عوامل التهابی و اکسیداتیو
التهاب مزمن در مغز و افزایش رادیکالهای آزاد میتواند در بروز و پیشرفت آلزایمر نقش داشته باشد
کاهش استیلکولین
استیلکولین یک واسطه عصبی مهم در فرایندهای حافظه و یادگیری است. کاهش سطح آن در مغز بهطور مستقیم با اختلال حافظه مرتبط است
چه باید کرد؟
اگر شما یا عزیزانتان متوجه برخی از این نشانهها شدهاید، بهتر است مراحل زیر را در نظر داشته باشید
مراجعه به پزشک متخصص (نورولوژیست یا روانپزشک)
انجام تستهای شناختی و معاینات عصب-روانشناختی برای ارزیابی دقیق وضعیت حافظه، توجه و عملکردهای اجرایی
بررسی آزمایشهای خون و سایر بررسیهای ضروری برای رد دلایل ثانویه (مثل کمبود ویتامین B12 یا مشکلات تیروئید)
تصویربرداری مغزی
سیتیاسکن (CT Scan) یا امآرآی (MRI) برای تشخیص تفاوتهای ساختاری و رد سایر ضایعات عصبی
PET Scan برای ارزیابی متابولیسم گلوکز در مناطق مختلف مغز و یا ردگیری تجمع آمیلوئید بتا (در برخی مراکز تخصصی)
برنامه درمانی و مدیریت علائم
داروهایی مانند دونپزیل (Donepezil)، ریواستیگمین (Rivastigmine) و گالانتامین (Galantamine) که سطح استیلکولین مغز را بالا نگه میدارند
ممانتین (Memantine) که بر گیرندههای گلوتامات اثر میگذارد و در مراحل متوسط تا پیشرفته تجویز میشود
کنترل بیماریهای همراه مانند فشارخون، دیابت، افسردگی و اضطراب
مراقبتهای غیردارویی
تمرینهای شناختی؛ مثل حل جدول، شطرنج، کتابخوانی، یادگیری زبان جدید یا انجام کارهای خلاقانه که میتواند روند افت شناختی را کندتر کند
فعالیتهای بدنی منظم؛ ورزش سبک و روزانه باعث افزایش جریان خون مغزی و آزادسازی عوامل نوروتروفیک میشود.
پیروی از رژیم غذایی سالم؛ رژیم مدیترانهای (سبزیجات، میوهها، ماهی، روغن زیتون) میتواند ریسک زوال عقل را کاهش دهد
حمایت اجتماعی و روانی؛ ارتباط با گروههای حمایتی، دوستان و خانواده در افزایش کیفیت زندگی بیمار اهمیت ویژه دارد
شانههای اولیه آلزایمر ممکن است با فراموشیهای مکرر یا تغییرات رفتاری کوچک آغاز شود، اما این علائم میتوانند زنگ خطری برای آغاز روند زوال عقل باشند. اگر چنین نشانههایی را در خود یا اطرافیان مشاهده کردید، مراجعه زودهنگام به پزشک و انجام ارزیابیهای تخصصی ضروری است. تشخیص و مداخله زودرس میتواند پیشرفت بیماری را به تعویق بیندازد و به افراد مبتلا کمک کند تا هر چه بیشتر، از استقلال و کیفیت زندگی خود بهرهمند بمانند
در نهایت باید به یاد داشت که آلزایمر تنها یک بیماری حافظه نیست بلکه کلیت شخصیت، خلقوخو، و ارتباطات اجتماعی فرد را تحتتأثیر قرار میدهد. برخورداری از مراقبت جامع جسمی و روانی، همراه با حمایت خانواده و دوستان، به بهبود شرایط فرد مبتلا و اطرافیان او کمک شایانی خواهد کرد.